وقت خوش" میوه جان سلطان "وقت" ابوسعید ابوالخیر 129 - خوشدلی در رساله قشیریه 2
گویند عتبه الغلام حوری را بخواب دید بر صورتی نیکو عتبه را گفت یا عتبه من بر تو عاشقم نگر چیزی نکنی که میان من و تو جدا باز کنند عتبه گفت دنیا را سه طلاق دادم طلاقی که هرگز رجوع نکنم تا آنگه که بتو آیم و ترا بینم
از منصور مغربی شنیدم که گفت پیری را دیدم در دیار شام بزرگ حالت و غالب برو قبض بودی مرا گفتند اگر خواهی که این شیخ با تو گشاده روی باشد چون تو در نزدیک وی شوی برو سلام کن بگو خدای حورالعین روزی تو کند تا او بدین دعا از تو خوشدل* شود من گفتم چه سبب راست این گفتند که او حورالعینی را در خواب دیده است و در دل او از آن چیزی هست من نزدیک او شدم و سلام کردم برو گفتم خدای حورالعینی ترا روزی کناد شیخ را خوش* آمد و انبساط بسیار نمود
ایوب سختیانی جنازۀ عاصیی دید اندر دهلیز سرای پنهان شد تا برو نمازش نباید کرد کسی آن مرده را بخواب دید گفت خدای با تو چه کرد گفت مرا بیامرزید و گفت ایوب را بگوی لو انتم تملکون خزاین رحمة ربی اذا لامسکتم خشیة الانفاق یعنی اگر خزینهای رحمت خدای بر دست شما بودی کسی را ذره یی نصیب نبودی ...(باب 54-آنچه درخواب بدین قوم نمایند)
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!