زندگی از نظر سرآمدان فلسفه 1
-سقراط (Socrates) – زندگی تأملنشده ارزش زیستن ندارد
تنها راه برای زندگی معنادار، پرسشگری مستمر و خودآگاهی است.انسان باید همیشه از خود بپرسد که «من کیستم؟» و «چه هدفی دارم؟» معنای زندگی در بررسی مستمر و تلاش برای بهبود خود و جامعه است.
افراد باید با استفاده از عقل خود زندگی کنند و ارزشهای اخلاقی و فضیلت را در زندگی خود به کار گیرند. زندگی بدون تأمل، زندگی نیست.
به جای دنبال کردن لذتهای دنیوی، باید همیشه در جستجوی حقیقت بود و برای زندگی خود معنا ساخت.
-افلاطون (Plato) – سفر به سوی جهان ایدهها
برای یافتن معنا در زندگی، به دنیای ایدهها (Forms) اشاره میکند.دنیای مادی و محسوس تنها سایهای از دنیای ایدهها و حقیقت مطلق است. معنای واقعی زندگی تنها در جستجو و درک ایدههای کاملاً ایدهآل مانند خوبی، زیبایی و حقیقت یافت میشود.
انسانها باید در دنیای مادی زندگی کنند، اما باید همواره تلاش کنند که به سمت دنیای ایدهها و حقیقت حرکت کنند. در "جمهور" (Republic): «فقط کسانی که فلسفه را به عنوان شیوهای از زندگی انتخاب میکنند، قادرند به حقیقت برسند.»
معنای زندگی: گذر از زندگی مادی و رسیدن به دنیای ایدهآل است.
- ارسطو (Aristotle) – یافتن «سعادت» یا همان اودایمونیا
ارسطو، شاگرد افلاطون، فلسفه عملی را مطرح کرد و مفهوم «اودایمونیا» (eudaimonia) را به عنوان معنای حقیقی زندگی معرفی کرد. هدف نهایی انسان رسیدن به سعادت است و برای رسیدن به این هدف باید به فضیلتهای اخلاقی دست یافت. در کتاب «نیقوماخیا» : سعادت زمانی حاصل میشود که انسان به کمالی که در طبیعتش نهفته است، دست یابد.
سعادت: زندگیای که در آن انسان به بهترین شکل ممکن از تواناییهای خود استفاده کند و در تعادل و هارمونی با طبیعت و دیگران زندگی کند. زندگی معنادار زمانی به دست میآید که فرد در جستجوی خوبیهای اخلاقی، عقلانی و اجتماعی باشد.
معنای زندگی نه در لذتهای گذرا، بلکه در فعالیتهای فضیلتآمیز است. معنای زندگی به رشد و شکوفایی انسان در تمام ابعاد وجودیاش مربوط میشود.
- سنکا (Seneca) – زندگی خردمندانه، آرام و طبیعی
سنکا(از بزرگترین فیلسوفان رواقی روم باستان) رواقیان بر این باور بودند که زندگی با معنا در تسلط بر احساسات و زندگی در هماهنگی با طبیعت و خرد نهفته است.زندگی یعنی آرامش ذهنی و پذیرش شرایط .نباید اجازه داد که اتفاقات بیرونی، نظیر ثروت یا فقر، شادی و آرامش درونی ما را تحت تأثیر قرار دهند.
اهمیت زیستن به شکلی ساده :زندگی در پی خوشیهای مادی و لحظهای، انسان را از هدف واقعیاش دور میکند. به گفته او، «خرد» تنها راه رسیدن به آرامش درونی است و معنای زندگی در پرورش ذهنی است که بتواند در برابر تمام مشکلات و سختیها مقاومت کند.
-آگوستین قدیس (St. Augustine) – خدا و عشق الهی
آگوستین (از بزرگترین متفکران مسیحی در دوران قرون وسطی)در «اعترافات»: معنا و هدف زندگی را در ارتباط با خدا و عشق به اوست. انسان تنها زمانی میتواند به آرامش درونی و معنای واقعی زندگی برسد که ارتباط خود را با خدا برقرار کند.
انسانها، به دلیل گناه اولیه، از خدا دور شدهاند و تنها از طریق ایمان و عشق به خدا میتوانند به «آرامش واقعی» دست یابند. این ارتباط تنها راه رسیدن به معنای زندگی است(اهمیت ایمان و فداکاری در زندگی)
- توماس آکوئیناس (Thomas Aquinas) – هدف نهایی انسان در پیوستن به خدا
توماس آکوئیناس، فیلسوف قرون وسطی: معنای زندگی را در پیوستن به خداست(گفتارهای مربوط به ارتباط ایمان وعقل)
هدف نهایی انسان در این است که به خدا نزدیکتر شود و در زندگی پس از مرگ به سعادت حقیقی برسد.
زندگی معنادار به دنبال کردن «قوانین طبیعی» و پیروی از خداوند در جهان مادی و معنوی است. معنای زندگی، تحقق هدف الهی انسانها در زندگی و بعد از مرگ است.
- فردریش نیچه (Friedrich Nietzsche) – زندگی از طریق اراده به قدرت
نیچه: معنای زندگی نه از طریق پیروی از اصول اخلاقی یا الهیاتی، بلکه از طریق «اراده به قدرت» به دست میآید. مفهوم «Übermensch» (سوپرمن) : انسانی که بتواند از هرگونه قید و بندی رهایی یابد و بهطور مستقل به ساختن معنای زندگی خود بپردازد.
انسانها باید بهطور آزادانه و با استفاده از قدرت درونی خود، معنای جدیدی زندگی: تکیه بر اراده و قدرت(نقد مفاهیم سنتی اخلاق و دین، بهویژه دین مسیحیت) بهجای پذیرش بیچونوچرای دستورات اخلاقی یا دینی، باید از درون خود، معنا و هدف زندگی را ساخت.
آرامش و پرواز روح